معرفی فیلم تراژدی

  شنبه، 25 اردیبهشت 1400   زمان مطالعه 9 دقیقه
معرفی فیلم تراژدی
ساعدنیوز: تراژدی فیلمی به کارگردانی آزیتا موگویی، نویسندگی رضا کریمی و تهیه‌کنندگی محمدحسن نجم محصول سال 1392ایران است. این فیلم در سی و دومین جشنواره فیلم فجر بخش نگاه نو شرکت کرد و در تمامی رشته‌های فیلم‌های اول کاندید شد.

به گزارش سرویس فرهنگ و هنر ساعدنیوز، قاسم سبزی کار ( مهدی هاشمی ) مرد خودباخته ای است که برای سربلندی در مقابل خانواده اش تصمیم می گیرد خود را در معرض یک سانحه تصادف قرار دهد تا بتواند از طریق دریافت دیه ، به خانواده اش کمک کرده باشد اما ...

نکاتی درباره فیلم تراژدی

«تراژدی» همان طور که از عنوانش برمی آید فیلم تلخی است. فیلم روایت زندگی مردی ا ست که برای پایان بخشیدن به زندگی حقارت آمیزش نزد اعضای خانواده که نشات گرفته از معضل بیکاری و بی پولی اوست دست به تصمیم عجیبی می زند. فضای فیلم، کاملاً رئالیستی است و شخصیت های آن نه عجیب و غریب که بسیار نزدیک به شخصیت هایی هستند که روزانه در جامعه می بینیم شان. «تراژدی» به لحاظ محتوایی نه یک شاهکار، اما فیلم خوبی است. فیلمنامه کارشده ای دارد و گرچه گاهی ریتم فیلم کمی کند پیش می رود، اما داستان قوت خود را تا پایان کار حفظ می کند و عناصر درام دچار بهم ریختگی نمی شوند. موگویی در «تراژدی»، دست به مقدمه چینی های بی مورد نمی زند. در نقطه آغاز درام، شخصیت اصلی فیلم یعنی «قاسم» در یک موقعیت مرزی قرار می گیرد. او که خود را فردی بیهوده و ناکارآمد می پندارد دچار احساس یأس و بیهودگی شده و زندگی اهمیت خود را برای او از دست می دهد. بحران وجودی که برای قاسم اتفاق می افتد او را به پوچگرایی می کشاند و به همین دلیل، او پس از کشمکش هایی با حبیب (بهرام رادان) می گوید که در عمل به تصمیمش جدی ا ست و در نهایت دست به خودکشی (آن هم با آن روش عجیب) می زند. قاسم در دایره جبر تعیین شده و محتوم، دست بر اختیار می گذارد و تصمیمی بزرگ و درعین حال ویرانگر می گیرد. نقشه او با شکست مواجه می شود و به جای مرگ با بحران های بزرگ تری روبرو می شودکه البته شخصیت ویران شده او را تا حدی بازسازی و دردهای همیشگی اش را التیام می بخشد. در طول فیلم، رویارویی او با دیگر شخصیت های داستان و حتی شخصیت های دیگری که قاسم هرگز با آنها مواجه نمی شوند، اما به نوعی در سرنوشت او تأثیر می گذارند ( چون پژمان)، موجب می شود که او در آرامش و آسودگی خیال از دنیا برود. درواقع، در نقطه آغازین درام، مرد، دچار اضطراب است و سؤال-های بی پاسخ متعددی در ذهنش جریان دارند، اما هنگامی که به منزل عیسی (حسین یاری) می رود و پاسخ سوالاتش را می-گیرد و از مرد حلالیت می طلبد با ذهنی آرام و پالایش شده به آغوش مرگ می رود. یکی از ویژگی های مثبت «تراژدی» آن است که شخصیت های آن تک بعدی نیستند. این شخصیت ها علاوه بر جنبه های ظاهری و آشکارشان راز هایی را با خود حمل می کنند و هر یک گذشته ای دارند که بر زندگی دیگری تأثیر می گذارد. به بیانی، شخصیت های فیلم ویژگی انگیزشی دارند و از سه سطح خودآگاه، ناخودآگاه و نیمه آگاه برخوردارند و در کنش های شان از این دارندگی بهره می گیرند. به عنوان مثال، چهره زینت و گفتارش با هم در تضاد کامل اند و این از ظریف ترین وجوه شخصیت پردازی کاراکتر زینت با بازی خوب رویا نونهالی است که البته حالت چشم ها و نوع نگاهش به بازی او کمک بسیاری کرده است. او بارها از این قابلیت و البته ویژگی چهره در فیلم های مختلفش چون «بوی کافور عطر یاس» و «خانه ای روی آب» بهره گرفته است. وجود زینت مملو از حسرت و تنفر و ترس است، اما در رفتار و گفتارش چیز دیگری می بینیم. او همان ماسک معروفِ کارل گوستاو یونگ را بر چهره دارد تا نقش خود را در خانواده تثبیت کرده و از فروپاشی زندگی خانوادگی جلوگیری کند. روابط شخصیت ها در «تراژدی» سهل و ممتنع است. در ابتدای فیلم، قاسم مرد فداکاری معرفی می شود که قرار است در راه نجات خانواده از بحران مالی و برداشتن بار از دوش همسر زحمتکشش، دست به ازخودگذشتگی بزرگ و البته احمقانه ای بزند. همسرش زینت، زنی خشک، بی تفاوت و خسته به نظر می رسد و عیسی، مرد میانسالی که در همسایگی آنها زندگی می کند و در شرایط دشوار همراه آنهاست. عیسی مردی خنثی و بی تفاوت معرفی می شود، اما به مرور و با پیشرفت داستان، گذشته شخصیت ها و روابط آنها با یکدیگر بر مخاطب نمایان می شود. نگاه زینت همانند سکوتی ست که سرشار از ناگفته-هاست. در نگاه او غم و اندوه و رازی پنهان موج می زند. قرار گرفتن متقارن او و عیسی در کادر تصویر به هنگام خون دادن برای قاسم، از اولین و ظریف ترین نشانه هایی است که دلالت بر نوعی رابطه میان آن دو دارد. درواقع دو عاشق جداشده از هم، برای همسر زن خون می دهند تا او را از مرگ نجات دهند. عیسی و زینت در گذشته یکدیگر را دوست داشته اند و قاسم هم این را می داند، اما خروج زینت از منزل عیسی درست در زمان رسیدن قاسم بحران های مرد را دوچندان می کند. زن برای آنکه از عیسی سوالی بپرسد به منزل او می رود، اما در بسته می شود و مخاطب نیز در بی خبری و ناآگاهی باقی می ماند. قاسم که همواره سایه عیسی را بر زندگی شان احساس می کند حالا دچار تردید می شود. آیا همسرش به او خیانت کرده است؟! ... سکانس مکالمه قاسم و زینت در شبی که فرزندان شان به هیات می روند یکی از برجسته ترین سکانس های فیلم است. دیواری میان زن و مرد فاصله انداخته که در واقع نمادی است بر فاصله درونی آن ها و ویرانی رابطه شان و تنها این دیوار است که باعث می شود زینت برای اولین بار بی پرده، بی ملاحظه و بی خجالت حرف دلش را به همسرش بزند، حرفی که قاسم را برمی آشوباند و باعث شکل گیری کنشی جدید در داستان می شود. زینت، عاشق عیسی بوده است و سوالی که هم برای مخاطب و هم برای قاسم پیش می آید آن است که آیا او هنوز هم عاشق عیسی است؟ سکانس ورود قاسم به خانه عیسی نیز سکانس خوبی است که نقطه عطف درام هم محسوب می شود و در آن از برخی رازهای گذشته و احساسات عیسی نسبت به زینت پرده برداشته می شود. در آن سکانس، گویا جای قاسم و عیسی پس از آن همه سال عوض می شود. قاسم همواره از تصاحب زن احساس غرور می کرده و عیسی نظاره گر این پیروزی بوده و حالا، این قاسم است که با حالی نزار در انتظار کمکی از سوی عیسی است تا به زندگی اش خاتمه بخشد. به موازات کشمکش های خانواده قاسم، شاهد زندگی خانواده دیگری هستیم که به لحاظ مالی و طبقه اجتماعی در تضاد با قاسم قرار می گیرند. پژمان، مردی جوان و از فرنگ برگشته است که قاسم خود را جلوی ماشین او انداخته و حالا حبیب، شاگرد و همدست او، قصد دارد از مرد اخاذی کند. او به دروغ به پژمان می گوید که قاسم مرده تا پول بیشتری از او بگیرد، اما به مرور با بدبختی ها و رابطه پرچالش پژمان با نامادری اش، مهشید (پانته آ بهرام) مواجه می شود. رفتار پژمان با مهشید نشان از نوعی بی اعتمادی و خصومت دارد، اما موگویی تلاش می کند تا در فیلم خود پرسونای همیشگی نامادریِ بدذات و تنفرآمیز را بشکند و از او چهره ای خوشایند و مقبول به نمایش بگذارد. در حرکت موازیِ بخش پایانی فیلم که حبیب در تلاش برای جور کردن پول است تا خرج بیمارستان قاسم را بدهد و قاسم در حال فرار برای رساندن خود به منزل عیسی، باز هم نوعی ارتباط میان دو خانواده به چشم می خورد که حبیب نقطه اتصال آن است. دو خانواده که کوچک ترین سنخیتی با یکدیگر ندارند حالا به طرز عجیبی به هم متصل می شوند و سرنوشت یکی بر دیگری تأثیر می گذارد و در نهایت هر یک به نحوی منجی دیگری می شوند: پژمان، پولی را که حبیب برای درمان قاسم می خواهد برای او جور می کند و دروغ های حبیب درباره اوضاع قاسم موجب بهبود رابطه پسر با نامادری اش می شود. مضمون حفظ آبرو و ارزش ها بی آنکه به سمت و سوی شعارزدگی برود در فیلم به خوبی به نمایش گذاشته می شود. زینت یک بار از سوی صاحب کارش (پیام دهکردی) با پیشنهاد بی شرمانه رو به رو می شود و از سویی همچنان عشق کهنه عیسی را در دل می پروراند، اما هرگز کاری نمی کند که عزت نفسش را از دست بدهد و مایه شرمساری قاسم و فرزندان شان شود. قاسم نیز، که سال ها شرافتمندانه زندگی کرده است برای آن که ننگ زندگی تهی دستانه و رنج و آسیب همسر و فرزندانش را تحمل نکند تصمیم می گیرد تا دست به آن عمل خطرناک و اشتباه بزند. در واقع، «تراژدی» داستان آدم هایی است که برای حفظ ارزش ها و آبروی خود می جنگند و خطر می کنند. بازی های «تراژدی» پرقدرت اند و یکی از برگ های برنده آن. مهدی هاشمی، یکی از درخشان ترین بازی های خود را در این فیلم به تصویر می کشد و بهرام رادان با شکستن کلیشه پسران مرفه و طبقه بالای جامعه، بخشی دیگر از توانایی های بازیگری خود را به منصه ظهور می رساند. بازی پرقدرت رویا نونهالی در نقش زینت و همین طور بازی درونگرایانه حسین یاری از دیگر بازی های خوب و قابل توجه کار هستند. پانته آ بهرام و پیام دهکردی نقش هایی کوتاه دارند، اما بازی آنها نیز باورپذیر و منطبق با فضای داستان است. از ضعف های «تراژدی»، ریتم کند آن است که البته با ذات فیلم هماهنگی دارد، اما تا حدودی از کشش کار می کاهد و با توجه به فضای سرد فیلم، بر بار غمزدگی آن می افزاید، اما در عین حال میزانس ها و قاب بندی های متعارف و دقیق کار از ویژگی-های مثبت قابل ذکر آن است. طراحی صحنه و لباس «تراژدی» بسیار خوب است و رنگ های استفاده شده فضای سرد و غم انگیز داستان را به مخاطب القا می کند و با درون شخصیت ها و اتفاقاتی که برای شان رخ می دهد هماهنگی دارد. «تراژدی» فیلمی خوش ساخت و کم نقص است و اثری قابل قبول به عنوان اولین ساخته فیلمسازش که البته سال ها در سینمای ایران فعالیت داشته است و سینما را به خوبی می شناسد.

بازیگران فیلم تراژدی

مهدی هاشمی بهرام رادان حسین یاری رویا نونهالی پانته آ بهرام پیام دهکردی سیامک صفری امید روحانی حسام قاسمی پژمان هادوی

.

دیگر عوامل تراژدی

مدیر فیلم برداری: هومن بهمنش تدوین: محمدرضا مویینی صدا برادار: محمد شاهوردی طراح گریم: سودابه خسروی طراح صحنه و لباس: کامیاب امین عشایری برنامه ریز و دستیار کارگردان: سهیل بیرقی منشی صحنه: ندا قایدی عکاس: حبیب مجیدی کارگردان فیلم پشت صحنه: میثم میرزایی تصویر بردار پشت صحنه: فرهاد فرهنگ، دستیار اول فیلمبردار: همایون قربانی دستیار دوم کارگردان: محمد غفاری دستیار برنامه ریز: سیاوش عرفانی با تشکر از حامد پوراسفندیانی، سجاد کریمی، یاسمن کفایتی، خورشید نجم گروه فیلمبرداری: رضا نوروزی، مجتبی نوروزی، حسین داودی، حسین نصیری، سجاد کریمی، محمد سقر دستیاران صدا: امیر شاهوردی، میلاد شالی مجریان گریم: حمید فروهر، ساحره مهدوی دستیاران صحنه: حمیدرضا عامری، وهاب یحیی زاده مدیران صحنه: فرامرز کرامتی، وحید جعفری خیاط: معصومه عباسی جلوه های ویژه بصری: فرید ناظر فصیحی طراحی و اجرای بدلکاری: ارشا اقدسی مدیران تدارکات: حیدر زرقومی، محمد حیدرقلی دستیار تدارکات: علی مرادی تمدن، مسعود ریحانی

مشخصات فیلم تراژدی

ژانر :اجتماعی

زبان : فارسی


دیدگاه ها


  دیدگاه ها