میردامادی:‌ اثر شهادت سردار سلیمانی از بین رفت! / نباید عملاً در انتخابات شرکت کنیم!

  چهارشنبه، 02 بهمن 1398 ID  کد خبر 59461
میردامادی:‌ اثر شهادت سردار سلیمانی از بین رفت! / نباید عملاً در انتخابات شرکت کنیم!
ساعد نیوز: مشاور لیدر اصلاح‌طلبان به تازگی در راستای پروژه "تحریم خاموش انتخابات"؛ تأکید کرده است که حجت بر اصلاحات تمام شده و ما نباید عملاً در انتخابات شرکت کنیم!

به گزارش سایت خبری ساعد نیوز به نقل از مشرق، خوانشی روزانه در لابه لای اخبار و مطالب رسانه های کشور است.

***

ثبت جرم "خیانت به مردم و دموکراسی" در پرونده اصلاح طلبان

مشاور خاتمی: حجت بر اصلاحات تمام شده، نباید عملاً در انتخابات شرکت کنیم!

عبدا... ناصری، فعال چپ و عضو شورای مشورتی اصلاح طلبان به تازگی در بخشی از یک مصاحبه با روزنامه آرمان ملی در اشاره به فرایند تأیید صلاحیت ها و انتخابات پیش رو گفته است: نکته ای که حائز اهمیت است این است که پس از حوادث آبان ماه کار برای اینکه مردم را به سمت صندوق های رای سوق دهیم بسیار سخت شده است بنابراین این کاری که در حق اصلاح طلبان صورت گرفت و غالب آنها رد صلاحیت شدند، با وجود اینکه یک عمل غیرمنطقی و غیرقانونی و خلاف عرف جامعه و کشور است، اما معتقدم این عمل نهایت لطفی بود که می توانست در حق اصلاح طلبان انجام دهد. این امر به شرطی کاملا تحقق می یابد که شورای سیاستگذاری اصلاح طلبان از آن بهترین بهره را ببرد و در شهرهای بزرگ و مراکز استان ها لیست ندهد و از این فرصت بهترین بهره را برای بازسازی جبهه اصلاحات ببرد. این فرصت باید غنیمت شمرده شود و تمامی اصلاح طلبان از آن برای پیوند دوباره با جامعه و مردم بهره گیرند. اصلاحات باید در این زمان ایجاد شده شکاف بین خود و مردم را از بین ببرد و با رویکردی مناسب به حیات سیاسی خود ادامه دهد.

او همچنین تصریح می کند:

"با توجه به اینکه فاصله میان مردم و مسئولان زیاد شده؛ نمی توان به راحتی مردم را به رأی دادن ترغیب کرد زیرا مردم در آبان ماه مشاهده کردند که مجلس به نهادی تبدیل شده است که جایگاه خود را از دست داده است، بنابراین حجت بر اصلاحات تمام شده است و نباید در مراکزی که نیروی باکیفیت تایید صلاحیت نشده عملا در انتخابات شرکت کنیم! "

*ناصری پیش از این و قبل از آغاز فرایند بررسی صلاحیت ها نیز حضور سیاسی و تکلیف مدار اصلاح طلبان در انتخابات را "پفیوزی" نامیده و تأکید کرده بود که ما نباید تنور انتخابات را برای جریان مقابل گرم کنیم.

اظهارات آقای ناصری، عبرتی تاریخی برای نسل های آینده است تا ببینند که پرچم ایران و اسلام در بین چه دشمنی هایی در اهتزاز ماند و فرایند مردمسالاری ایرانیان با چه کینه توزی هایی حفظ شد.

روشن است ناصری احساس وظیفه کرده است تا برای پروژه شوم "تحریم خاموش انتخابات" و پیشبرد منویات معلم سیاسی خود یعنی سعید حجاریان؛ کاری انجام دهد. اما ناصری نمی داند که افکار عمومی در این اندیشه هستند که اصلاح طلبان چرا از چهره های تأیید شده خود که جوان تر یا بدون سوء سابقه هستند حمایت نمی کنند و چرا اساسا قصد دارند برای بی صلاحیتی چند عنصر پیر و مسئله دار خود؛ انتخابات را با تئوری "شرکت می کنیم ولی لیست نمی دهیم"! ذبح کنند!؟

بماند که به نظر می رسد اصلاح طلبان پس از فتنه ۸۸ و پس از اثبات ناکارآمدی گفتمانی خود در دولت اعتدال و مجلس و شورای شهر؛ با تحریم خاموش انتخابات؛ عملا تیر خلاص را به مغز خود شلیک خواهند کرد. ضمن اینکه واکنش نظام اسلامی به رفتار دشمنانه تحریم خاموش انتخابات نیز هنوز روشن نیست...

گفتنیست، آذر منصوری، دیگر فعال اصلاح طلب نیز به تازگی و در تأیید راهبرد "تحریم خاموش انتخابات" به ایلنا گفته است: تکلیف اصلاح طلبان در این زمینه روشن است و بر اساس راهبردی که روی آن به توافق رسیدند چناچه کاندیدایی برای معرفی داشته باشند قاعدتا معرفی می کنند و لیست خواهند داد اما اگر این امکان برای ما فراهم نباشد تکلیف از ما ساقط می شود؛ البته این نه به معنی تحریم انتخابات و نه به معنی عدم شرکت است، این قاعده رقابت انتخاباتی و به میدان آمدن یک جریان سیاسی است. ما نمی توانیم بدون کاندیداهای خودمان در انتخابات شرکت کنیم.

***

"شاید اعتراضات آبان با شدت بیشتر تکرار شود"

میردامادی: اثر شهادت سردار سلیمانی از بین رفت!

محسن میردامادی، از فعالان ستادی اصلاح طلب در بخشی از مصاحبه با شماره اخیر نشریه صدا(ارگان حزب کارگزاران) گفته است:تصویر

ریشه ها و عوامل این اعتراضات، از آبان ماه تا حالا برطرف نشده است. ماجرای شهادت سردار سلیمانی می توانست یک آثار کوتاه مدتی داشته باشد چون یک همدلی فوق العاده و غیر منتظره ای، یعنی بیش از حد انتظار در جامعه به وجود آورد و می توانست تا یک مدت نه چندان طولانی ای مسائل آبان ماه را تحت الشعاع قرار بدهد و بپوشاند. ولی ماجرای هواپیما که پیش آمد، متأسفانه تمام آن آثار مثبت را از بین برد و حتی مقداری به عقب تر از زمانی که آقای سلیمانی شهید شد هم برگشتیم!

او می افزاید: این مسئله، به دلیل آن زمینه نارضایتی است که در جامعه کاملا وجود دارد و به همین دلیل، جامعه مستعد این است که اگر جرقه ای باز زده شود، باز هم موج اعتراضی راه بیافتد. ولی تفاوت مسئله فعلی با مسئله آبان ماه در این است که چون جرقه آبان ماه از نوع اقتصادی بود، اعتراض بیشتر در اقشار پایین تر اقتصادی فراگیر شد، اقشاری که مشکل جدی معیشتی دارند و خیلی زیاد هم هستند. ولی نوع اتفاقاتی که الآن افتاده به گونه ای است که بیشتر حوزه اقشار متوسط را تحت تأثیر خود قرار می دهد، پس محدودتر است. ولی نارضایتی وجود دارد و اگر راه حل اساسی برای آن پیدا نشود و به مشکل به شکل بنیادین پرداخته نشود، فضا مستعد این است که باز به طور غیر قابل پیش بینی اتفاقی بیافتد و آن اعتراضات با شدتی کمتر یا بیشتر باز تکرار شود.

*تحلیل میردامادی از بابت پاک شدن اثر خون حاج قاسم با واقعیت تطابق ندارد زیرا اثر خون شهید بشرطها و شروطها هرگز قابل لاپوشانی نیست و اگر کسانی باشند که رهرو راه شهید باشند؛ یقینا شاهد تداوم برکات این خون مقدس خواهیم بود.

همچنین باید بابت حادثه اصابت غیر عمد هواپیمای اوکراینی به «فرماندهان فتنه اقتصادی» تبریک بگوییم که بهانه تازه ای برای دادن آدرس خیابان به مردم یافته اند!

و این نکته هم برای مخاطبان بدیهیست که اگر حادثه اصابت غیر عمد هواپیما نبود؛ قطعا حادثه کرمان بعنوان عامل نارضایتی مردم علم می شد و اگر حادثه کرمان نبود، حوادث دیگر...

به این معنی که آقایان کمر بسته اند تا سر نظام اسلامی را بالای نیزه ببینند و برای نیل به این هدف شوم؛ از هیچ گزاره ای که موجد و مؤید خیابان باشد رویگردان نیستند!

قبل از میردامادی، چهره هایی مثل سعید حجاریان، مصطفی تاجزاده، هاشم آقاجری و یک نفر دیگر از رجال ستادی اصلاحات نیز تأکید کرده اند که حوادث آبان تکرار خواهد شد.

نکته حائز اهمیت این است که هیچیک از این افراد ولو یک کلمه هم در مذمت "خیابان" و غیر عقلانی بودن اعتراض خیابانی در حکومتی که صندوق رأی دارد، نگفته اند و علاقه آنها به امر "سیاست خیابانی" مشهود است.

به این تعبیر که اگرچه شأن یک رجل سیاسی این است که دائما نسبت به حکومت و مردم خویش "امنیت بخشی" کند و محافظ جامعه در قبال التهابات باشد؛ اما این گزینه بدیهی هرگز در قیام و قعود افراد ذکر شده به چشم نمی آید و به جای آن هرچه هست؛ تماماً تأکید بر خیابان و عدم بیان راه حل هاست.

لازم به توضیح است که بخش عمده معضلات و مشکلات فعلی نیز که سبب فشار عصبی برای برخی از افراد جامعه شده نیز دستپخت همین افراد است...

چه از آنرو که ناکارآمدان دولت، مجلس و شورای شهر، ارمغان همین افراد برای مردم هستند و چه از آن رو که بسیاری از مشکلات کشور به هیچ وجه در حد و اندازه اعتراض خیابانی نیست و اگر کارخانه بزرگنمایی این افراد و القائات دروغی مثل شیوع فقر و گرسنگی و بیکاری و خطر جنگ نبود؛ می شد به این مشکلات نگاه واقعی تری داشت.

بخش ملموس مشکلات مردم مثل "گرانی" که الحق و الانصاف باعث دردسرهای فراوانی شده است نیز اولا به سادگی و حتی طی مدت چند روز (در برخی اجناس!) قابل رفع است، ثانیا علت تعلل دولت اصلاح طلبان در رفع این مشکل و حتی اصرار بر گران تر شدن کالاها بر ما مشخص نیست و ثالثا مردم عزیز ایران باید بدانند که راه حل همین مشکل نیز از رأی خوب در صندوق رأی می گذرد زیرا مشکل فعلی نیز از صندوق رأی بیرون آمده است.

افکار عمومی ایران در زمینه مشکل بزرگ گرانی بایستی حتما در جریان اصرار اصلاح طلبان بر تمسخر امر "نظارت بر بازار" نیز باشند. گزینه ای که احتمالات مطروحه پیرامون "فتنه اقتصادی" و تعمدات پیدا و پنهان پیرامون آنرا مشخص تر می سازد.


دیدگاه ها

  دیدگاه ها
پربازدیدترین ویدئوهای روز   
آخرین ویدیو ها