به گزارش سرویس سیاسی پایگاه خبری ساعدنیوز، سالهاست جریانهای ضدانقلاب بهویژه سلطنتطلبان و حامیان پهلوی، جمهوری اسلامی را به دیکتاتوری، حذف مخالفان و تکصدایی متهم میکنند. این اتهامات معمولاً با شعارهایی مانند آزادی بیان، آزادی عقیده، حق انتخاب و رفراندوم همراه است اما بررسی رفتار و گفتار بخشی از همین جریانها از جمله استوری اخیر علی کریمی، پرسشهای جدی درباره صداقت این ادعاها ایجاد میکند.
اخیراً علی کریمی با انتشار استوری در صفحه اینستاگرامش نوشت: «تمام کسانی که من فالو دارم و در حرفه و شغل خودشان شناخته شده هستند و جایگاهی در میان مردم دارند؛ 24 ساعت به شما وقت میدهم که از مردم و جنایتی که صورتگرفته توسط رژیم آخوندی حرف بزنید!»
مدتی قبل نیز شبکه اینترنشنال بهخاطر اینکه فوتبالیستها از حضور در زمینبازی بهخاطر بزرگترین عملیات تروریستی تاریخ ایران که همین شبکه در کنار پیادهنظام موساد، اتاق فرمان جنگ روانی علیه مردم ایران را در دستش داشت؛ امتناع نکردند متهم به خونشویی کرد و به وریا غفوری و مجتبی جباری بهخاطر شادی پس از گل حملهور شد.
چندی پیش نیز طرفداران جریان ضدانقلاب در فضای مجازی به کاظم نوربخش، بازیگر سینما و تلویزیون صرفاً بهخاطر اینکه در فضای مجازی موضعی علیه جمهوری اسلامی که موردپسند ضدانقلاب باشد اتخاذ نکرده بود؛ فحاشی کردند. نوربخش در واکنش به این حرکت واکنش نشان داد و گفت: «این گرانیها به من هم فشار آورده ولی قرار نیست که برویم در پیج همدیگر و به هم فحش بدهیم. خیلیها آمدند در پیج من و به من فحش دادند؛ فحشهای خیلی بد دادند.»
پیشازاین نیز علی کریمی با انتشار استوری در صفحه اینستاگرامش نوشته بود: «جمهوری اسلامی یک اپوزیسیون بیشتر ندارد و آن شاهزاده رضا پهلوی است. هرکس دیگری این ادعا را کرد یک خائن به ایران است.» با این دیدگاه، هر جریان سیاسی دیگری که با جمهوری اسلامی مخالف است اما زیر پرچم پهلوی قرار نمیگیرد، نه رقیب سیاسی، بلکه «خائن» معرفی میشود.
در این دیدگاه، نهتنها هر شخص یا جریان سیاسی که با جمهوری اسلامی مخالفت نکند زیر پرچم اپوزیسیون قرار نمیگیرد بلکه از سوی جریان ضدانقلاب مورد حملات و فحاشیهای شدید در فضای مجازی و حقیقی قرار میگیرد. این دقیقاً همان منطقی است که خودِ این جریانها آن را بهعنوان ویژگی دیکتاتوری نقد میکنند: تقسیم جامعه به یا «با ما» یا «علیه ما».
تناقض قابلتوجه اینجاست، جریانی که هنوز به قدرت نرسیده تحمل هیچ صدای مخالفی را در صف مخالفان خود ندارد، چگونه میتواند پس از رسیدن به قدرت، مدعی آزادی و دموکراسی باشد؟
به نظر میرسد این رویکرد بیش از آنکه تهدیدی برای جمهوری اسلامی باشد، تصویری روشن از بحران درونی اپوزیسیونی ارائه میدهد که پیش از حل مسئله قدرت، هنوز با مسئله «تحمل دیگری» کنار نیامده است.