به گزارش سرویس سیاسی پایگاه خبری ساعدنیوز، عبدالبارئ عطوان تحلیلگر برجسته جهان عرب در روزنامه رأی الیوم نوشت:
«جمعه» مهلت 60 روزهای که کنگره آمریکا به دولت دونالد ترامپ داده بود تا اهداف واشینگتن در ایران را از طریق تجاوز نظامی محقق کند، به پایان رسید؛ مهلتی که در پاسخ به فشارهای اسرائیل و بزرگنمایی خطر هستهای ایران تعیین شده بود. اما نتایج برای این دولت و اربابانش در تلآویو فاجعهبار بود؛ چرا که نظام ایران نه تنها سقوط نکرد، بلکه قدرتمندتر شد و از این جنگ به عنوان یک قدرت بزرگ منطقهایِ صاحبهیمنه و با آمادگی نظامی غافلگیرکننده خارج شد که برخلاف تمام ارزیابیهای اسرائیل و آمریکا بود.
شگفتیهای نظامی ایران که در این 60 روز فاش شد و شکست استراتژی نظامی اسرائیل را در دو بند حیاتی رقم زد: نخست، تغییر نظام ایران از راه نظامی یا سرنگونی سیاسی (از طریق اعتراضات و ترور فرماندهان) و دوم، نابودی برنامههای هستهای و موشکی که تهدیدی وجودی برای دولت اشغالگر محسوب میشوند.
لشکرکشی ناوهای هواپیمابر و اعزام دهها ناو جنگی به دریای عرب و دریای سرخ و محاصره تنگه هرمز، همگی نتیجه عکس داد؛ چرا که این قدرتنماییها به دلیل قدرت نیروی دریایی ایران و مالکیت سلاحهای سری (مانند گردانهای متشکل از هزاران قایق تندرو که خطری جدی برای ناوگان آمریکا هستند) به یک بارِ اضافی و نقطه ضعف نظامی تبدیل شدند.
واضح است که «دولت پنهان» آمریکا در تمامی سطوح برای توقف این جنگ به حرکت درآمده است؛ نه به خاطر دلسوزی، بلکه برای کاهش خسارات و پایان دادن به «هذیانهای» ترامپ که ابهت آمریکا را ویران کرده و او را به آلت دست مقامات اسرائیلی تبدیل نموده است. این تجاوز نظامی، ضعف ارتش آمریکا را فاش کرد؛ تا جایی که موشکهای ایرانی پیشرفتهترین و گرانترین هواپیماهای جنگی نظیر جنگنده «F-35»، هواپیماهای سوخترسان، آواکس و پهپادهای غولپیکر «MQ-9» را سرنگون کردند.
رهبری ایران با پایداری خود، از «جنگ سوم خلیج فارس» پیروز خارج شد. پافشاری بر عدم عقبنشینی از برنامه هستهای و حفظ حق غنیسازی و ذخایر 460 کیلوگرمی در اعماق کوههای سری، ضربهای مهلک به دولت آمریکا بود.
اسرائیل نیز تا این لحظه با جراحات استراتژیک عمیقی در چندین جبهه از جنگ خارج شده که میتواند آغازگر شمارش معکوس برای زوال آن باشد:
نخست: بیداری دولت پنهان آمریکا از یک مرحله «غفلت» 76 ساله؛ چرا که اکنون اکثر مردم آمریکا به این نتیجه رسیدهاند که لابی اسرائیل آنها را برای منافع صرفاً صهیونیستی به این جنگ کشانده است.
دوم: وضعیت شورش نظامی و سیاسی در داخل آمریکا علیه حزب جمهوریخواه و افزایش مطالبات برای برکناری سریع ترامپ جهت خروج از فروپاشی و انزوای بینالمللی؛ به طوری که 92 درصد مردم آمریکا با «جنگِ اسرائیل» در ایران مخالفند.
سوم: بازگشت قدرتمند گروههای مقاومت، بهویژه حزبالله لبنان و انصارالله یمن. پیروزیهای غافلگیرکننده حزبالله در جنوب و مرکز لبنان و استفاده از پهپادهای «رادارگریز» مجهز به فیبر نوری، لرزه بر اندام اشغالگران انداخته است. تنها در روز پنجشنبه بیش از 20 نظامی اسرائیلی کشته و زخمی شدند و چندین تانک میرکاوا در الجلیل اشغالی منهدم گشت؛ و این تازه آغاز ماجراست.
ما «گوی بلورین» نداریم و فالبینی نمیکنیم، اما میتوان گفت ترامپ که تمام دروغها و تهدیدهایش ته کشیده، سخت است که دوباره به جنگ متوسل شود؛ او کسی است که جنگ را متوقف کرد و برای اعتراف به شکست و کاهش خسارات، آتشبس را تمدید نمود. مشت نتنیاهو و دار و دستهاش بر گلوی ترامپ در حال شل شدن است. مهمتر از آن، درگیری در جنگ زمینی بزرگترین هدیهای است که نظام ایران انتظارش را میکشد. از این رو، مرحله آینده «نه جنگ و نه صلح» خواهد بود؛ مرحلهای که شاهد سقوط ترامپ و صعود جایگاه منطقهای و جهانی ایران خواهیم بود... و «الأیام بیننا» (روزهای آینده حقیقت را نشان خواهد داد).